|
دمب خروس
دمب خروس آقا این دربی هم تموم شد. چی شد؟ با توام که سه هفته مشغول کری خوندن برای دوست و دشمن و غریبه و آشنا بودی، چی بدست آوردی؟ بازی برنده هم نداشت که اقلا بگی روی طرف مقابل کم شد. خوب حالا از این حرفهای پدربزرگ مآبانه(!) بگذریم. بپردازیم به حواشی بازی. (دلیل اینکه این مطلب چند روز دیر به دستتون میرسه اینه که وایسادم تا همه حواشی و اظهار نظر ها دربیاد بعد...) خوب اول بریم سراغ افشین خان قطبی که اولین دربی عمرشو تجربه میکرد: او که بعد از گل دقیقه 83 محسن خلیلی کم مونده بود نیمکت پرسپولیس رو کول کنه و دو دور دور زمین بچرخونه - که اگر تصویر خودشو تو اسکوربرد ورزشگاه نمی دید حتما این کارو میکرد - بعد از بازی گفت: «من هر بازی رو که نبریم راضی نیستم» البته در این که افشین خان هنوز تو جو تشریف دارند هیچ شکی نیست، ولی با توجه به شواهد بالا شما قسم حضرت عباسو قبول میکنید یا دمب(اشتباه تایپی نیست، پشت سر ما حرف نزنید یه موقع درستش دمبه نه دم) خروسو؟!! حاشیه بعدی اظهار نظر علیرضا واحدی نیکبخت بود، اون بعد از بازی راجع به گل مردودش گفت:«توپ اصلا به دست من نخورد!» اما چند دقیقه بعد به یه خبر نگار دیگه گفت:«توپ به دست من خورد ولی از عمد نبود.» شماره 10 پرسپولیس(که اخیرا مسئولین پرسپولیس پیراهنشو بدون اجازه وی به نام دکتر قالیباف زدند) شانس آورد که به خبرنگار بعدی بر نخورد وگرنه.... . اما یه اتفاق جالب دیگه که در حاشیه دربی 63 افتاد واکنش اصغر حاجیلو در مقابل خبر نگاری که درباره صحبت کردن ورمرزیار با تلفن همراه بود، بود(یاد اون شاهکار ادبیات لری افتادم: بید بید بید) اصغر آقا نزدیک بود دوربین خبرنگار مذکور رو تبدیل به خاکشیر کند که نشد دیگه... اما شگفت انگیزترین اتفاق بازی مربوط به تماشاچیان بود. رئیس شرکت واحد بعد از بازی اعلام کرد حتی یک اتوبوس هم آسیب ندید. البته این امر میسر نشد مگر به لطف دو مأموری که در هر اتوبوس قرار داشتند و از هر کدام دو قبضه باتوم و کلت کمری آویزون بود. بله؟ من از کجا میدونم؟ نا سلامتی ما خودمون با این اتوبوسها ایاب و ذهاب کردیما. پس اون همه پند و نصیحت اول مطلب چی شد؟ اوخ...اوخ...اوخ...حالا شما نشنیده بگیر. آبیم یا قرمز؟ شما چی کار داری به من....حالا چون اصرار میکنی میگم....آبی
|+| نوشته شده توسط سعید محمدی یزدی در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 17:16 |
|

حواشی دربی 63